
مهر 87 روزای اول دانشگاه بود. روز ثبت نام ورودی های جدید بود. همه شماره می گرفتن و تو نوبت منتظر وایمیستادن. من اونجا یکی از دوستای دوران دبیرستانم رو دیدم. پریسا.... پریسا دختر عجیبی بود. هنوز که هنوزه نفهمیدم اخر کجا رفت....چی شد اصلا درسش...از جمله خانواده های فرهنگی بودن، پدرش استاد دانشگاه بود و مادرش مسیحی بود که به خاطر ازدواج با پدرش مسلمان شده بود. چه مسلمان واقعی ای هم بود. گاهی با خودم میگم کسایی که به این شکل مسلمان میشن از خیلیا ایمان شون قوی تره.... بگذریم....پریسا عاشق یه دختری بو...
ادامه مطلب