
شب ها به قدری بیدار می مانم که چشمانم توانایی درست دیدن را از دست بدهند. این دیوانگی از کجا پیدایش شده را نمی دانم، اما تبدیل به سنتی شده است برای خوابیدن. خوابیدن اگرچه برای بسیاری دریچه ایست برای استراحت روحانی، اما برای من به دریچه ای می ماند که مرا به عمق تاریکی هایی می برد که نشان از پستی و پوچی روحم دارند.xa0 یادم می آید سال ها پیش، پیامکی میان دوستانم رد و بدل می شد با این مضمون که: اگر در میانه شبی احساس کنید به کسی نیاز دارید تا با او صحبت کنید، چنین کسی را دارید؟ بسط مفهوم این پیامک بر...
ادامه مطلب