بیادش
نمیدونم به چی دستم خورده که لب تاب چنی شده و میره از آلبومم عکس می کنه و میاره و نمایشم میده .پدرسگ رفته به روزای بد اسیری خودم و اسارت استاد ، واقعا مادوتا همدیگه رو به اسارت گرفته بودیم من به بهانه پاشکوندنم که تقصیر خودم بود حواسم به کیف زرشکی پشت ویترین گره خورده بود و بیماری اسمشو نبر که بازم تقصیر خودم بود اونقد خودمو غصه دادم تا اسیر شدم و اسیر کردم... داشتم می گفتم رفته عکس های درازکش اون خونه رو کنده و اورده
صدای منظم جاروی جاروکش شب میاد خیلی دلم میخواد از این بالاخانه پولی به پایین هول بدم ولی افسوس که توری های پنجره ها ثابتن و من شرمن ژیزمان...
ادامه مطلب
ما را در سایت ژیزمان دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: رضا رضوی
بازدید: 25
تاريخ: چهارشنبه
10 شهريور
1395 ساعت: 6:27